بازدید امروز : 0
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 4967
کل یادداشتها ها : 39
زمین خوردن بار سوم
وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ......
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما
در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او
نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را
تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم.
|
با کریمان کارها دشوار نیست
برحضرت کریم تمنا چه حاجت است |


صفحه1
مـوضـوع رهـبـرى و هـدایـت جـامـعـه ، هـمـواره در طـول تاریخِ حیات انسانى یک امر مهمّ سیاسى ، فـرهـنـگـى ، اجتماعى و تربیتى بوده است ؛ زیرا رهبران سهمى تعیین کننده در رشد یا انحطاط جـامـعـه هـا و مـلت هـا داشـته و دارند. اهمیّت رهبرى در جامعه از آن جهت است که زندگى اجتماعى و ویژگى هایش ایجاب مى کند فرد یا افرادى براى سامان دادن به امور مشترک میان انسان ها در جـامـعـه بـه رهـبـرى و هـدایت آنان همّت گمارند و براى جلوگیرى از هرج و مرج و بى نظمى ، برنامه ریزى کنند و آن را به اجرا درآورند. ایـن موضوع ، ویژه جامعه خاصى نیست ، بلکه امرى بدیهى است . در جوامع امروز غربى ، ممکن اسـت رهـبـرى بـدان مـعـنـا کـه مـورد نـظـر مـا است ، مطرح نباشد. ولى قوانین اساسى در بیشتر کشورهاى دنیا، که با نظام دموکراسى اداره مى شوند، به گونه اى تدوین یافته است که یک فـرد نـسـبـت بـه دیگران داراى اختیارات و مسؤ ولیت هاى بیشترى است خواه عنوان پادشاه داشته باشد یا رئیس جمهور، یا صدراعظم و یا نخست وزیر. اسـلام بـه عـنـوان دیـن کـامـل و جـامـع ، کـه بـراى تـمـام نـسـل هـا و در همه زمان ها و مکان ها، از طریق وحى بر آدمى عرضه شده است ، به رهبرى و هدایت جـامـعـه تـوجـّهى ویژه دارد. وجود پیامبران و انبیاى الهى و ائمه اطهار(ع ) خود نشان دهنده اهمیّت رهـبـرى و هـدایـت جـامعه به سوى کمال است . افزون بر این ، پیامبر اسلام (ص ) پس از هجرت بـه مـدیـنـه و فـراهـم سـاخـتن زمینه هاى حکومت و گرفتن بیعت از قبیله هاى مدینه و انعقاد پیمان بـرادرى مـیـان مـهـاجـران و انـصـار، نـخـسـتین حکومت اسلامى را بنا نهاد و خود، زمامش را بر عهده گـرفـت .
صفحه دو
در آن هـنـگـام ، مـسـاجـد، مـحـل تـجـمـّع مـسـلمـانـان بـراى حـل و فصل امور عبادى ، اجتماعى و سیاسى شد. بدین ترتیب ، رهبرى و زمامدارى جامعه در مفهوم گسترده اش از همان هنگام در اجتماع مسلمانان شکل گرفت . در بـاور شـیـعه ، پس از پیامبر(ص )، امامان معصوم (ع ) از سوى خداوند افزون بر آن که مسؤ ولیـّت رهـبرى سیاسى جامعه اسلامى را بر عهده داشته اند، یکى پس از دیگرى رهبرى و هدایت مـعـنـوى و دیـنـى جـامـعـه را نـیز عهده دار بودند. اساسا در آیین آسمانى اسلام ، رهبرى معنوى و زمامدارى سیاسى جدایى ناپذیرند. هـر چـند در زمان غیبت دوازدهمین امام معصوم (ع ) شخص معینى براى ریاست حکومت تعیین نشده است ، ولى با توجّه به آیات قرآن و روایات معصومین (ع ) درباره ملاک هاى حاکم و زمامدار سیاسى ، مـشخص مى شود که رهبرى جامعه بر عهده فقیهان و کارشناسان دینى است ؛ چرا که از آنان به عنوان جانشینان پیامبر(ص )، امینان رسولان ، دژهاى اسلام ، حاکمان مردم و وارثان پیامبران ، یاد شده است . این روایات ، بر حاکمیت الهى فقیه و لزوم گردن نهادن مردم به این گونه ولایت و رهبرى تصریح دارند. قـانـون اسـاسـى جـمـهـورى اسـلامـى ایـران کـه پـس از پـیـروزى انـقـلاب اسـلامـى در سال 1358 ه . ش تدوین و به تصویب خبرگان رسید، و اکثریت مردم هم به آن راى مثبت دادند، از اجـتـهاد فقیهان جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنّت معصومین (ع ) به عنوان یکى از پایه هـاى نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى ایران ، یاد کرده و ولایت امر و امامت امّت در زمان غیبت حضرت ولى عصر(عج ) را بر عهده فقیه عادل با تقوى ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدیر و مدبّر گـذاشـتـه اسـت . بـر این اساس ، در نظام جمهورى اسلامى ایران ، ولایت فقیه با اختیارات و ویژگى هاى خود در رأس هرم قدرت جاى دارد. پس از ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) با تصویب مجلس خبرگان رهبری این مسولیت مهم و سرنوشت ساز برای رهبری جمهوری اسلامی ایران به عهده حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) نهاده شد که ایشان با درایتی خاص و بصیرتی بی بدیل از سال 1368 تاکنون کشور را راهبری و اداره نموده اند. اصل 110 قانون اساسى ، چهار وظیفه مهمّ در رابطه با کلّ نظام جمهورى اسلامى ایران را بر عهده رهبر گذاشته است : 1- تـعـیین سیاست هاى کلّى نظام جمهورى اسلامى ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام 2- نظارت بر حُسن اجراى سیاست هاى کلّى نظام . 3- حلّ اختلاف و تنظیم روابط قواى سه گانه .4- حلّ معضلات نظام که از طریق عادى قابل حلّ نیست ، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام . لذا با عنایت به موارد فوق الذکر و ضرورت آشنایی با رهنمودها و فرمایشات مقام معظم رهبری، بر آن شدیم تا با جمع آوری و تدوین فرمایشات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) شما پیروان طریق ولایت و میراثداران فرهنگ ناب اسلامی و محمدی (ص) را با راهبری ها و اندیشه های سازنده رهبر فرزانه آشنا کنیم.